این جا چند وقتی ست فیلتر شده است و از این به بعد به روز نمی شود؛ به جای این وبلاگ می توانید از این نشانی استفاده کُنید که هم فیلتر نیست و هم تمام نوشته های این جا را در خود دارد:

http://azranjhaa.wordpress.com/

عادت دارم گاهی به موضوعی کلید می کُنم. بعضن این کلیک کردن به این شکل است که وقتی چیزی می شنوم یا می بینم که برایم جالب باشد، اَدای آن را در می آورم. یکی از موضوعات مورد علاقه اَم نیز، تقلید شیوه ی تبلیغ کردن «عکس با حَرَم» است که همیشه وقتی به مشهد می روم معمولن رو به روی همان مغازه ها و وقتی که از مقابل ِ شان می گذرم اَدای ِ شان در می آورم -مثلن با همان لحن می گویم: «عکس با حَرَم می گیریم!»-.

«کوه سنگی» تفرّج گاهی در مشهد است؛ یک کوهِ سنگی که آب شار مانندی از بالای آن به پایین سَرازیر می شود و پارکی که در پای ِ آن است و مَردُم مشهد برای تفریح به آن جا می روند، دیزی ِ بسیار خوش مزه ای می توان آن جا خورد و بساط قلیان هم بَر پا ست. یک بار که به آن جا رَفته بودیم و داشتم از کوه و مَردُم عکس می گرفتم، یک دفعه ویرَم گرفت بگویم «عکس با حَرَم می گیریم!» و حین عکس گرفتن، مدام این جمله را تکرار می کردم. خانمی چادری به سمتم آمد و پرسید: «آقا این جا حَرَم داره؟».

خیلی تو فاز ِ زیارت بود.

چند روز رَفته بودم سَفَر، مشهد.

مغازه هایی که «عکس با حَرَم» می گیرند کلّن خیلی سوژه اَند. در خیابان های منتهی به حَرَم مغازه هایی هستند که از شُما در آتلیه عکس می گیرند و بعد با فوتوشاپ پس زمینه را با منظره های مختلف -اکثرن صحن و حیاط حَرَم- عوض می کُنند. یکی شان آگهی استخدام داده بود به این شرح:

به یک فوتوشاپ کار ِ ماهر نیاز مند ایم.

نمی دانم چرا نا خود آگاه یادِ حسین شریعت مداری افتادم.

فرمود:

هَر که بی محابا به مَردُمان آن گوید که نخواهند، درباره اَش آن گویند که ندانند.

نهج البلاغه (ترجمه ی سیّد جعفر شهیدی)، سخن قصار 35

هَر کَس به جان ِ رَه بَر و هَر یک از رؤسای قوای سه گانه و مراجع بزرگ تقلید، سوء قصد نماید، چنان چه محارب شناخته نشود، به حبس از سه تا دَه سال محکوم خواهد شد.

قانون مجازات اسلامی، مادّه ی 515

آیا حمله ی اخیر به بیت مراجع، مصداق سوء قصد محسوب می شود؟

جایی ست که دانش جویان پی رو ولیّ ِ فقیه، آن چنان وقیح شده اَند که چنین پلاکاردی را جلوی مجلسی که خودِ شان معتقد اَند «در رأس امور است» بالا می گیرند.

به تناقض های ابدی ِ گفتار و رفتار این جماعت کاری ندارم، به این کار دارم که این کدام «ارزش» است که به این افراد اجازه می دهد چنین جمله ای را بنویسند و کدام قدرت است که چنین آزادی ِ بی مرزی را برای رفتار اینان در نظر می گیرد که «رییس مجلس شورای اسلامی» را «لاری ِ جانی» بخوانند و به او بگویند «تو غلط کردی!»؟

افسار گسیخته گی مرزی ندارد سیّد علی، آن روز دور نیست که تو را هم به بهانه ی خروج از ارزش ها زیر پا لِه کُنند، آن روز را می بینم؛ روزی که دیگر ارزشی برای سنگر بودن نداری. مواظب باش سیّد علی! همیشه هم باز کردن سگ های هار راه خوبی نیست، یک دفعه دیدی پاچه ی خودت را گرفتند.

که فکر می کُنن تو مسائل ِ فنّی استاد ئَن، بعد کم ترین خسارتِ مهارتِ شون، سوختن ِ وسیله ی موردِ تعمیر ئه.

گودر به من نشان داد یک انسان می تواند با تقریب خوبی، 24 ساعته آن لاین باشد.

رو نوشت به «وحید آن لاین»؛ برای نام با مسمّایش.

+

لذّت فوت بال در لحظه ی به ثمر رسیدن ِ گُل، لذّت زنده گی در مصرفِ بهینه ی برق.

یک جهان، یک جام – مانیتور ِ پشتِ سَر ِ رضا جاودانی

سیاوش اردلان طعمه

+

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.